معماری مدرن

 عوامل متعددی مانند خرد گرایی،توسعه علم و توسعه فلسفه و به ویژه گسترش  تکنولوژی موجب تکوین مدرنیسم شد .استفاده از مظاهر تکنولوژی از جمله کاربرد فلز در ساختمان  سازی شروع شد. نیاز به استفاده از سازه های فلزی و کاربرد شیشه در ساختمان های شیکاگو و تکوین مکتب شیکاگو در۱۸۷۱ و ساخت برج ایفل زمینه ای مناسب را برای استفاده از مصالح جدید فراهم کرد. بعد از جنگ جهانی نیاز به احداث ساختمان  هایی با استفاده از معماری مدرن شکل گرفت. میس ون رو و لوکوربوزیه از معماران مشهور دوران متعالی بودند. لوکوربوزیه اصول پنجگانه ای مانند مرتفع سازی و باغ روی بام و پلان آزاد وکاربرد پنجره کشیده و نمای آزاد و استفاده از سقف کنسول را از اصول معماری مدرن می دانست. به تدریج توجه به طبیعت در آثار معماری و نیز توجه به تندیس گرایی در کارهای لوکوربوزیه و لوید رایت موجب تنوع یافتن احجام مدرن ساده شد. 

 از اواسط قرن بیستم در مورد اصول معماری مدرن شک پدید آمد و عده ای به سادگی بسیاری از اثار مدرن و عده ای دیگر به بی توجهی ان به فرهنگ و تاریخ انتقاد کردند. انتقاد ازمدرنیسم در دهه ۶۰ قرن بیستم فزونی یافت، و در ادامه آن پست مدرنیسم پدید آمد . ساختار گرایی (کانستراکتیویسم) در اوایل قرن بیستم شکل گرفت و مدتی مورد توجه برخی از هنرمندان بود ولی بعد از ان مورد انقاد قرار گرفت و سبک جدیدی به نام دیکانستراکشن پدید آمد. گسترش تکنولوژی موجب شکل گیری مکتب دیگری با عنوان های-تک (Hightech)  و سپس کاربرد تکنولوژی همراه با توجه به زیست مدرن باعث پدید آمدن اکوتک شد . هندسه فراکتال و فولدینگ از دیگر گرایش های پدید امده در معماری غرب به شمار می آیند. با شکل گیری برخی از اندیشه ها و ابداعات سبک های جدیدی به وجود می آیند که همه نظریه ها جنبه عمومی پیدا نمیکند. اما آنچه در ایران و در برخی از کشورها روی می دهد غالبا به سبب عدم شناخت عمیق و تحلیلی به شکل نوعی تقلید است، و تجربه نشان داده است که از اوایل قرن چهارده شمسی تا کنون در زمینه طراحی معماری کمتر موفق به نظریه پردازی هایی شده ایم که مورد استقبال جامعه حرفه ای قرار گیرد. در این مقاله سعی می شود که به بررسی انواع سبک ها در غرب در صد سال گذشته بپردازیم و مروری اجمالی به انواع سبک ها و معماران موفق در این سبک ها و آثار آنها داشته باشیم. در اخر نگاهی به روند و نتیجه این سبک ها درایران داشته ایم.

 مدرنیته:
 
جهان مدرن در مقابل دنیای کهن منظر و دیدی متفاوت از هستی دارد،و باور به آن دارد که عقل جای تفکرات ذهنی دوره قرون وسطی را می گیرد. مدرنیته وضعیت و حالتی است که در تاریخ اتفاق افتاده است،و نوعی نگرش به هستی و زندگی است. ولی مدرنیسم ایدئولوژی و بنا به رویکردی فهم مدرنیته از خودش است. اکثر معماران معتقد هستند که آغاز عصر مدرن با پیدایش انسان گرایی و خرد گرایی در قرن ۱۵ در شمال ایتالیا شروع شد. عواملی مثل رنسانس، دین گرایی، علم مداری و انقلاب صنعتی به این روند شتاب داد. اولین ساختمان مدرن در اواخر قرن ۱۸ ساخته شد. از جمله این ساختمان ها می توان به نمایشگاه بین المللی در های پارک لندن و یا ساختمان  قصر بلورین توسط جوزف پاکستن اشاره نمود. می توان گفت که این ساختمان  اولین اثر معماری با مصالح کاملا مدرن یعنی آهن وشیشه بود. نمایشگاه دیگری در شهر پاریس به مناسبت یکصدمین سال انقلاب کبیر فرانسه بر گزار شد دو بنای مهم به نام های برج ایفل و تالار بزرگ ماشین در این نمایشگاه جلب توجه می کرد. ساختمان تالار ماشین نیز در نوع خود بی نظیر بود . این ساختمان با تمامی مصالح جدید یعنی شیشه و فولاد ساخته شده بود .دهانه وسط این بنا با خرپای ۱۱۵متر پوشیده شده بود که خود یک رکورد در ساختمان سازی بود.مهندس معمار این ساختمان فردیناند دوترت بود. 

معماری مدرن اولیه:

شروع معماری مدرن به صورت مدون و با استفاده از اندیشه مدرن از اواخر قرن ۱۹ میلادی بود و خواستگاه این معماری در آمریکا در شهر شیکاگو و در اروپا در شهر های پاریس و برلین بود. دوره معماری مدرن اولیه از نیمه دهه ۱۸۸۰ تا اوایل جنگ جهانی اول یعنی سال ۱۹۱۴ بود.

مکتب شیکاگو:

شیکاگو در اواخر قرن ۱۹ مرکز خطوط راه آهن و ارتباط شرق و غرب امریکا بود . در طی دو دهه آخر قرن نوزدهم اولین نمونه های ساختمان های مدرن به دور از هر گونه تاریخ گرایی و تزیینات در شیکاگو ساخته شد. ساختمان های این دوره بلند مرتبه با اسکلت فولادی بود . اولین مهندس مطرح در این دوره ویلیام لی برون جنی بود .جنی ساختمان  بیمه را بین سال های ۵-۱۸۳۳ ساخت. بعد از او شرکت ها و افراد دیگری مثل شرکت برنهم و روت ساختمان شانزده طبقه بلوک مانودناک را بین سال های ۹۱-۱۸۸۹ ساختند.دیوار این برج دیوار باربر وسازه ان فلزی بود .

 این برج فاقد هرگونه تزیینات بود.بعد از این شرکت ها شرکت دیگری به نام ادلر و سالیوان دیگر شرکت های مهم این مکتب بود. لویی سالیوان معروف ترین معمار این سبک به شمار می رفت. او برای اولین بار شعار” فرم تابع عملکرد” را که از شعارهای محوری معماری مدرن بود مطرح کرد. او علاقه زیادی به تزیینات نداشت و هر گونه تزیینات را در ساختمان رد می کرد. روش های طراحی و اجرایی و اصول نظری این معماران به نام مکتب شیکاگو شهرت یافت و می توان آن را اصول اولیه معماری مدرن محسوب کرد که مهمترین این اصول عبارتند از: الف) استفاده از اسکلت فولادی ب) نمایش ساختار در بنا ج) عدم تقلید از سبک های گذشته د) استفاده اندک از تزیینات و) استفاده از پنجره های عریض. نمایشگاه بین المللی کلمبیا ضربه سختی به مکتب شیکاگو وارد کرد و دوره افول این مکتب فرا رسید. اگر چه عمر این مکتب از دو دهه فراتر نرفت ولی از چند جهت این مکتب حائز اهمیت بود. اول آن که پیشرفت تکنولوژی و استفاده از تکنیک ها و مصالح جدید مانند اسکلت فلزی، شیشه، تاسیسات مرکزی و آسانسور عرصه جدیدی در معماری ایجاد کرد. دوم آن که در احداث این ساختمان ها از فولاد استفاده شد و فولاد جای چدن را گرفت . در وحله سوم این اولین سبک در معماری با گستره جهانی بود که در امریکا شروع شد و معماران امریکایی معماران اروپایی را تحت تاثیر خود قرار دادند. به تحقیق باید اذعان نمود که برج سازی به شیوه مدرن چه از جهت ساختار و چه از جهت نما شاخصه معماری مدرن است، و از مکتب شیکاگو الهام گرفته شده است.

مکتب هنر نو:

هنر نو نام سبکی در اروپا بود که ابتدا در هنرهای داخلی و معماری داخلی شروع به فعالیت کرد، و سپس با الهام از گذشته و استفاده از مصالح مدرن مانند فولاد و بتن ساختمان هایی با تزیینات فرم های طبیعی و گیاهی شکل دادند. زمینه های فکری این سبک را می توان در سبک هنرها و صنایع دستی در قرن نوزدهم در انگلستان یافت. این سبک در انگلستان به نام سبک مدرن و در فرانسه به نام هنر نو و در آلمان به نام سبک جوان و در اتریش به نام سبک جدایی نام گرفت. از اصول فکری پیروان این مکتب می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) انتقاد و جدایی از مکتب های تقلیدی
ب) جدایی از گذشته
ج) ابداع فرم های جدید
د) هنر مناسب زمان
ه) استفاده از فلز برای اسکلتو نما
و) استفاده از تزئیینات و فرم های طبیعی ویکتور ارتا (Victor Horta) اولین معمار در این سبک به شمار می اید. در خانه تاسل در بروکسل ارتا نه تنها ستون ها را به نمایش می گذارد، بلکه فرم آنها را به صورت ساقه گیاهی در می آورد . هکتور گیومارد معمار نامی این سبک در فرانسه بود. وی با الهام از ارتا سردری های مترو پاریس را با اهن و چدن به شکلی نوظهور و خمیده درآورد.

 چارلز رنه مکنتاش در انگلستان معمار معروف این سبک تلقی می شد و در اتریش دو معمار به نام های جوزف الریش وجوزف هافمان روش جدیدی برای سبک معماری خود مستقل از گذشته ارائه دادند و با بیان این که هر چیزی که عملکردی نیست زیبا نمی باشد،گامی بزرگ در این سبک گذاشتند. باید توجه داشت که این مکتب در اوج اقتدار سبک های تاریخ گرایی همچمون نئوکلاسیک و رومانتیک در اروپا ظاهر شد.کار شایان اگوست تبدیل بتن مسلح به یک نوع مصالح معماری بود که در تئاتر شانزلیزه این کار خودنمایی می کند. به نحوی که بتن نه تنها به عنوان مصالح به کاررفته است بلکه جزئی از نما محسوب میشد. در ایران بهترین نمونه های هنر نو را می توان در ساختمان های طراحی شده توسط وارطان هوانسیان معمار ارمنی تبار در دوره پهلوی اول و دوم در تهران مشاهده کرد.

جنبش فوتوریسم:

 این جنبش در ایتالیا و بعد از جنگ جهانی اول ظهور کرد و پدید اورندگان این جنبش خواستار جهانی بودند که یکسره خود را با شرایط  جدید به وجود امده در اثر انقلاب صنعتی و ظهور تکنولوژی جدید تطبیق دهد، و آن چه را که مربوط به جهان قبل از صنعت مدرن است از تاریخ حذف کنند . بنیان گذار این سبک فیلیپوتوماسو بود و تاکید بیشتر او این بود که زیبایی جهانتوسط زیبایی جدیدی به نام “سرعت” غنای فزون تری یافته است. این جنبش نسبتاً عمر کوتاهی داشت و شروع جنگ جهانی اول آغازی بود بر پایان این جنبش که می خواست در تاریخ معماری، تحولی جدید ایجاد کند. هیچ ساختمان مهمی به این سبک ساخته نشد.مطالب نظری معماری فوتوریسم همچون توجه به علم و تکنولوژی و جهان آینده، گسست از گذشته و بلند مرتبه سازی همه از مواردی بودند که بعد هاتاثیر بسیاری بر افکار و طرح های معماران مدرن متعالی همچون لکوربوزیه و گروپیوس و همچنین سبک هایی چون کانستراکتیوسم و های-تک گذاشتند.

معماری مدرن متعالی:

معماری مدرن متعالی و یا به اصطلاح اوج معماری مدرن در بین دو جنگ جهانی اول و دوم یعنی در دهه های 20 و 30 میلادی در اروپا و در امریکا مطرح شد. یکی از موضوعات کلیدی و بسیار مهم در دوره متعالی مسئله صنعت و تولیدات صنعتی بود،و تمامی معماران متعالی در این دوره به نوعی با مسئله تکنولوژی درگیر بودند.از پیشگامان این دوره که سعی درقطع کردن وابستگی های معماری مدرن به گذشته بودند می توان به والتر گروپیوس و لکوربوزیه اشاره ای کرد.

کانستراکتیویسم:

معماری کانستراکتیوسم به لحاظ مباحث نظری و ساختمان های طراحی شده توسط معماران آن یکی از سبک های مهم برای تبیین اصول ساختمان های مدرن در بین دوجنگ جهانی بود. خاستگاه این معماری شوروی بود. یکی از اولین ساختمان های این سبک که نماد این سبک به حساب میاید ماکت بنای یادبود بین الملل سوم است که توسط ولادیمیر تاتلین طراحی شد.این بنای مارپیچ حلزونی شکل به ارتفاع 390 متر نمایشی بود از اعتقاد سوسیالیسم بر روند تکاملی تاریخ، به صورتی که تاریخ خود را تکرار می کند. به طوری که هر تکرار از مرحله ای بالاتر و فراتر از مرحله قبل است و در نهایت تکامل تاریخ به سوسیالیسم و کمونیسم منتهی میشود.از وسط این برج فولادی مرتفع، ساختمان شیشه ای پارلمان آویزان است. الکساندر وسنین یکی از نظریه پردازان و معماران مهم این سبک به شمار می رود. طرح ساختمان روزنامه پراودا اثر این معمار است. کانستراکتیویست ها خواستار دگرگونی بنیادین در روشهای ساخت و ساز سنتی و به طور کل نگرش جدید نسبت به هنر و زیبایی بودند. یکی از اولین شعارهای آن ها در اوایل دهه ۱۹۲۰ چنین بود: مرگ بر هنر،زنده باد تکنولوژی،زنده باد تکنسین های کانستراکتیویست.

 از آواخر دهه ۱۹۲۰ این سبک بر کشورهای غربی تاثیر گذار بود، و در فرانسه، هلند، سوییس و انگلستان نمونه هایی از ساختمان ها به این سبک اجرا شد. ساختمان های هانزمایر و والترگروپیوس در آلمان که با اسکلت فلزی و پوسته شیشه ای ساخته شده بودند شباهت زیادی به کارهای کانستراکتیویست ها دارد. در فیلادلفیای آمریکا طرح ساختمان انجمن وجوه پس انداز تحت تاثیر معماری کانستراکتیویسم بوده است. از اوایل دهه 30 معماری کانستراکتیوسم رو به افول گذارد، و به جای آن مجدداً رجعت به گذشته، تاریخ گرایی وبالاخص سبک نئوکلاسیک در شوروی مورد توجه قرار گرفت.

لکوربوزیه:

بهترین مصالح ساختمانی مدرن یعنی بتن و به نهایت زیبایی رساندن آن در معماری مورد استقبال قرار گرفت. کارهای این معمار بزرگ مورد استقبال جهانی قرار گرفت. لکوربوزیه شهر های آینده را شهرهایی تجسم نموده که از اسمان خراش های عظیم و مرتفع تشکیل شده است .در هر یک از آسمان خراش های چند عمل کردی، حدود چند صد هزار نفر زندگی و کار خواهند کرد در این ساختمان ها آپارتمانهای
مسکونی و ادارات و فروش گاه ها در یک محله بسیار بزرگ فراهم است و اهالی این ساختمان ها به دور از سر و صدا بوده و به جای آن از آفتاب و مناظر زیبا استفاده می کنند. بر اساس این نظریه دو شهر مهم در دهه پنجاه میلادی طراحی و اجرا شد. یکی شهر چندیگار در هند بود که توسط خود لکوربوزیه طراحی شد و دیگری شهر برازیلیا در برزیل بود که توسط لوچیو کوستا به عنوان پایتخت  جدید طراحی گردید. در زمینه معماری لکوربوزیه خانه را به عنوان ماشین یبرای زندگی عنوان کرد، همان گونه که اتومبیل ماشینی برای حرکت است.

 وی پنج اصل را در ساختمان های مدرن معرفی کرد که عبارتند از: الف : ستون ها ساختمان ها را از روی زمین بلند می کنند ب: بام مسطح و باغ روی بام ج: پلان آزاد د: پنجره های طویل و گسترده ه: نمای آزاد، کف ها و دیواره ها بصورت کنسول .لکوربوزیه عقاید مطرح شده خود را در مورد معماری در طرح ویلا ساوا در منطقه پواسی در شمال پاریس به نمایش گذاشته است. وی تکنولوژی را به عنوان منبع الهام معماری مدرن و پنج اصل ساختمان مدرن را به صورتی هنرمندانه و شاعرانه در این ماشین زیستی پیاده کرد. عملکرد های این ساختمان که همچون ماشینی بی آلایش در وسط و مسلط بر محیط اطراف قرار دارد فراهم نمودن شرایط آسایش برای انسان است. خانه ماشینی است برای زندگی (نظریه اصلی کور بوزیه)

معماری ارگانیک:

بینش معماری ارگانیک ریشه در فلسفه رمانتیک دارد. رمانتیسم یک جنبش فلسفی و هنری و ادبی است که در اواخر قرن هیجده و نوزده میلادی در شمال غرب اروپا شکل گرفت و به سایر مناطق اروپا و آمریکا سرایت کرد. این جنبش واکنشی در مقابل خرد گرایی عقل مدرن بود . فردریش ویلهم شیلینگ که یکی از بنیان گذاران مهم فلسفه رمانتیک محسوب میشود معتقد بود که طبیعت جزیی از خود انسان است و بین انسان و طبیعت جدایی نیست. معماری ارگانیک در امریکا در قرن ۱۹ توسط فرانک فرنس و لویی سالیوان شکل گرفت. اوج شکوفایی این نظریه را می توان در نیمه قرن اول بیستم در نوشتارهای فرانک مشاهده کرد. سالیوان که خود از پایه گذاران سبک مکتب شیکاگو و معماری مدرن در امریکا بود اعتقاد زیادی به فرم های طبیعی و سبک ارگانیک داشت. سالیوان به روشی معتقد بود که مشابه پروسه به وجود آمدن طبیعت می باشد. او برای اولین بار اصطلاح “فرم تابع عملکرد” را بیان نمود و چنین عنوان کرد که بعد از مشاهده مستمر پروسه طبیعی، به این نتیجه رسیدم که که فرم تابع عملکرد است. یعنی سالیوان فرم تابع عملکرد را در پروسه رشد و حرکت طبیعی می دید. از مشخصه های بارز این ساختمان می توان به پنجره های سرتاسری و کنسول نمودن بام و نشان دادن مصالح در ساختمان اشاره کرد. از جمله شاخص ترین نمونه های این ساختمان ها باید از خانه روبی در حومه شیکاگو نام برد.  

 در اوایل قرن بیستم به تدریج ایده های فرانک لوید رایت در ساختمان هایش شکل می گرفت . اگرچه رایت با تکنولوژی مدرن مخالفتی نداشت ولی تکنولوژی را وسیله ای برای رسیدن به یک معماری والاتر که از نظر وی همانا معماری ارگانیک بود میدانست. وی در معماری ارگانیک 9 عبارت را مشخص کرده بود:
الف) طبیعت: درختان و ابرها فقط شامل بیرون نمی شدند بلکه شامل داخل بنا نیز می شد. 
ب) ارگانیک: به معنای همگونی و تلفیق اجزا نسبت به کل، و کل به جزء است.
ج) شکل تابع عمل کرد: عمل کرد صرف صحیح نمی باشد بلکه تلفیق فرم و عملکرد و استفاده از ابداع و قدرت تفکر انسان در رابطه با عمل کرد ضروری است. فرم و عمل کرد یکی است.
د)لطافت : تفکر و تخیل انسان باید مصالح و سازه سخت ساختمان را به صورت فرم های دل پذیر و انسانی شکل دهد. مکانیک ساختمان باید در اختیار انسان باشد و نه بالعکس. 
ه) سنت: تبیعت از سنت اساس تفکر معماری ارگانیک است، نه تقلید.
و) تزیینات: بخش جدایی ناپذیر با معماری است. رابطه معماری با تزیینات مانند رابطه گل ها به شاخه های بوته می باشد.
ز) روح: چیزی نیست که به ساختمان القا شود، بلکه در درون آن باید وجود داشته باشد.
ح) بعد سوم : برخلاف اعتقاد عمومی بعد عرض نیست، بلکه ضخامت و عمق است.
ط) فضا: عنصری است که باید دائما در حال گسترش باشد.
شاهکار معماری ارگانیک و رایت را می توان در خانه ابشار در ایالت پنسیلوانیا در امریکا دید. رایت معتقد بود که ماهیت ساختمان باید نشان داده شود، به گونه ای که شیشه به عنوان شیشه و سنگ به عنوان سنگ به کار رود. هرچند که معماری ارگانیک بر خلاف کارهای لکوربوزیه صورتی جهانی نیافت ولی با این حال پیروانی در سایر کشورها پیدا کرد.در ایران نیز می توان در کارهای مهندس هوشنگ سیحون و پارک جمشیدیه معماری ارگانیک را مشاهده کرد.

خانه ابشار (تلفیق معماری وطبیعت)

معماری مدرن

معماری مدرن

معماری مدرن متأخر:

رایت در این دوره به عنوان معروف ترین معمار آمریکا شناخته می شد و لکوربوزیه به عنوان استاد مسلم معماری مدرن از عقاید خود در معماری فاصله گرفت و معماران دیگری هم به این جمع اضافه شدند . معمار دیگری به نام رودولف با طراحی دانشکده معماری ییل در امریکا بهترین نمونه از این سبک را نشان داد . در این ساختمان نمای نمایان بتن شیار داده شده بود تا زبری آن وضوح بیشتری داشته باشد. در این دوره شهر دیگری به نام برازیلیا به عنوان پایتخت جدید در کشور برزیل توسط لوچیو کوستا طراحی شد. معمار دیگر برزیلی اسکار نیمایر بود که بسیاری از ساختمان های مدرن این شهر را طراحی کرد. این شهر نیز مانند عقاید کوربوزیه طراحی شد. شهر همانند یک هواپیما طراحی شده بود که در وسط ان بخش اداری ودر بال ها محلات مسکونی قرار داشت . اگرچه در این شهر آسمان خراش صد هزار نفره وجود نداشت ولی ساختمان های مکعبی با فاصله های زیاد، تبلوری واضح از ایده کوربوزیه بود .

 در ایران شهرک اکباتان در تهران مثال بسیار خوبی از شهر سازی بر اساس عقاید کوربوزیه بود. میس ون درو رو دیگر معمار صاحب نام مدرن تا پایان عمر بسیار فعال بود . او ساختمان های مکعب شکل خود را با استفاده از شیشه و فولاد طراحی می کرد و در کارهای او منحنی الخط وجود نداشت و همه طراحی ها با استفاده از خطوط عمودی و زوایای نود درجه طراحی می شد. از معماران دیگر این دوره می توان بهفیلیپ جانسون وای ام پی اشاره کرد . در اخر باید اشاره کرد که معماری مدرن نقطه عطفی در تاریخ معماری جهان بود زیرا برای اولین بار نگرش از سنت و گذشته به عنوان منبع الهام معماری تغییر جهت داد و پیشرفت به عنوان موضوع و هدف اصلی معماری مطرح شد.